محمد على مجاهدى

598

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

45 . سرويها ، قاسم ( سروى ) « قاسم سرويها متخلص به « سروى » فرزند حاجى على در سال 1304 ه . ش در مشهد مقدس چشم به جهان هستى گشود . پس از پايان تحصيلات ابتدايى در سال 1318 به كمك پدر شتافت و يار و مددكارش در كسب معيشت شد . در خلال تلاش معاش به كلاس شبانه راه يافت و در سال 1344 ديپلم ادبى را گرفت . از آن پس به دانشكده الهيات مشهد راه يافت و در سال 1348 به دريافت ليسانس نايل آمد و در دبيرستانهاى شهر خود به تدريس پرداخت . . . . « سروى » در سال 1367 نخستين مجموعهء شعرش را به نام « سروستان » طبع و نشر كرد . . . بيشتر اشعارش در مدح و مرثيهء ائمّهء اطهار ( ع ) است و در دوران جنگ نيز دربارهء جنگ و رزمندگان اشعارى سرود . » « 1 » از اوست : گنج در ويرانه زينب آمد شام را يكباره ويران كرد و رفت * اهل عالم را ز كار خويش حيران كرد و رفت در ره شام بلا ، آن دلْ غمين از كربلا * هر كجا بنهاد پا ، فتح نمايان كرد و رفت با لسان مرتضى از ماجراى نينوا * خطبه‌اى جانسوز اندر كوفه عنوان كرد و رفت فاش مىگويم كه آن بانوى عظماى دلير * از بيان خويش دشمن را پشيمان كرد و رفت با فداكارى و جانبازى به راه كردگار * دين جَدّ خويش را مشهور دوران كرد و رفت با كلام جانفزا اثبات دين حق نمود * عالمى را دوستدار اصل ايمان كرد و رفت بر فراز نى چو آن قرآن ناطق را بديد * با عمل آن بىقرين تفسير قرآن كرد و رفت خطبه‌اى غَرّا بيان فرمود در كاخ يزيد * كاخ استبداد را از ريشه ويران كرد و رفت . . . چون رقيّه شد شهيد او را همان جا دفن كرد * گنج را در گوشهء ويرانه پنهان كرد و رفت ز آتش دل بر مزار دختر سلطان دين * در وداع آخرين شمعى فروزان كرد و رفت . . . « 2 » 46 . سعيدى ، محمّد شريف وى در سال 1346 در روستاى الميتوى جاغورى از نواحى استان غزنهء افغانستان به دنيا آمد و آموزش‌هاى ابتدايى را در مكتب‌خانه و سپس در مدارس علميه زادگاهش آموخت .

--> ( 1 ) . سخنوران نامى معاصر ايران ، ج 3 ، ص 1769 . ( 2 ) . سروستان ، قاسم سرويها ، ص 257 و 258 .